خداوند سه چيز را به سه چيز ديگر مربوط كرده است و به طور جداگانه نمي پذيرد . نماز را با زكات ذكر كرده است ، هركس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست . نيز شكر خود و شكر از والدين را با هم ذكر كرده است . از اين رو هركس از والدين خود قدرداني نكند از خدا قدرداني نكرده است . نيز در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم آمده است . بنابراين اگر كسي به خويشاوندانش رسيدگي و احسان ننمايد ، با تقوا محسوب نمي شود. حضرت امام رضا (ع)
+ نوشته شده توسط حسن زارع در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 و ساعت 12:11 |

شش‌ دستور العمل‌ اخلاقی‌ عرفانی‌ از پیامبر اكرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم كه‌ با عقل‌ و خرد و سلوك‌ فردی‌ و اجتماعی‌ سازگار است‌ عبارت‌ است‌ از: پرهیز از دروغ‌، ورع‌ و پارسایی‌، خوف‌ از خدا، گریه‌ زیاد، حفظ‌ دین‌ و تمسك‌ به‌ سنت‌ نبوی‌.از معاویة بن‌ عمار نقل‌ است‌ كه‌ گفت‌ از امام‌ صادق‌شنیدم‌ در وصیت‌ پیامبر به‌ علی‌ بود كه‌ یا علی‌ تو را در مورد خودت‌ به‌ صفاتی‌ سفارش‌ می‌كنم‌ پس‌ آنها را از من‌ به‌ یاد داشته‌ باش‌ (خدایا كمكش‌ كن‌)

اول‌، راستگویی‌، مبادا و هرگز از دهانت‌ دروغی‌ خارج‌ شود.

دوم‌، ورع‌، هرگز جرأت‌ بر خیانت‌ پیدا نكن‌.

سوم‌، ترس‌ از خدا، گویا او را می‌بینی‌.

 چهارم‌، گریه‌ زیاد از ترس‌ خدا كه‌ در ازای‌ هر قطره‌ اشكی‌ هزار خانه‌ برایت‌ در بهشت‌ بنا می‌شود.

 پنجم‌، بذل‌ ما و جان‌ در راه‌ دین‌.

ششم‌، اقتدا به‌ سنت‌ من‌ در نماز و روزه‌ و صدقه‌ام‌ اما نمازم‌ 50 ركعت‌، روزه‌ام‌ سه‌ روز در ماه‌، پنج‌شنبه اول‌ و چهارشنبه وسط‌ و پنج‌شنبه‌ آخر. اما صدقه‌، پس‌ هر چه‌ می‌توانی‌ تا آنجا كه‌ گمان‌ كنی‌ اسراف‌ كرده‌ای‌ در حالی‌ كه‌ نكرده‌ای‌ و بر تو باد به‌ نماز شب‌ و بر تو باد... و بر تو باد... و بر تو باد به‌ نماز ظهر و بر تو باد... و بر تو باد... و بر تو باد تلاوت‌ قرآن‌ در هر حال‌ و بر تو باد به‌ بالا بردن‌ و پیش‌ رو گرفتن‌ دستانت‌ (قنوت‌) در نماز و بر تو باد به‌ مسواك‌ با هر وضو و بر تو باد به‌ آراستگی‌ اخلاقی‌ پسندیده‌ و پرهیز از اخلاق‌ ناپسند اگر چنین‌ نكردی‌ (و ضررش‌ را دیدی‌) جز خودت‌ را سرزنش‌ نكن‌. (روضة الكافی‌، ص‌ 79 و مجلسی‌، پیشین‌، ج‌74، ص‌68).

    عرفان‌ نبوی‌، عرفانی‌ خدا محورانه‌، معاد باورانه‌، دین‌ ورزانه‌ و دین‌دارانه‌، خوف‌ و خشیت‌گرایانه‌، صدق‌ و صفاگرایانه‌، تقوی‌ و ورع‌گرایانه‌ و سنت‌ وسیرت‌ مدارانه‌ است‌ و بر فرایض‌ ونوافل‌ استوار گشته‌ است‌ و قرآن‌، نماز شب‌ و سحر خیزی‌، انفاق‌ و صدقه‌، اخلاق‌ حسنه‌، آراستگی‌ ظاهری‌ و باطنی‌، مراقبت‌ ومداومت‌ بر شریعت‌ سهله‌ اسلام‌، غم‌ محرومان‌ و فقرا داشتن‌، كرامت‌ و عزت‌ نفس‌ از جمله‌ مولفه‌های‌ آن‌ به‌ شمار می‌رود. پیامبر اسلام‌ صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «یا علی‌! اربع‌ من‌ یكن‌ فیه‌ كمل‌ اسلامه‌: الصدق‌ والشكر و الحیاء و حسن‌ الخلق‌» (معزی‌ ملایری‌، 1412، ج‌14، ص‌285). چنان‌كه‌ ابوذر؛ می‌گوید به‌ پیغمبر عرض‌ كردم‌: «اوصنی‌؟ قال‌: اوصیك‌ بحسن‌ الخلق‌ والصمت‌، قال‌: هما اخف‌ الاعمال‌ علی‌ الابدان‌، و اثقلهما فی‌ المیزان‌؛ مرا سفارش‌ كنید، فرمود تو را سفارش‌ می‌كنم‌ به‌ خوش‌ اخلاقی‌ و سكوت‌ كه‌ سبكترین‌ اعمال‌ بدنی‌ و سنگین‌ترین‌ آنها در میزان‌ عملند». (هندی‌، پیشین‌، ص‌ 664).

    نتیجه‌ آن‌كه‌: عرفان‌ محمدی‌ صلی الله علیه و آله و سلم عرفانی‌ فراگیر و دارای‌ خصوصیت‌ سه‌ گانه‌: جامعیت‌، جهان‌ شمولی‌ و جاودانگی‌ است‌ و چنین‌ عرفانی‌، عرفان‌ فطرت‌ پذیر، عقل‌ پسند، عدالت‌ محور، مهر ورزانه‌، مردم‌ گرایانه‌، متعادل‌ و متعالی‌، شریعت‌ گرایانه‌، كمال‌ و كرامت‌ مدارانه‌، دارای‌ عزت‌ نفس‌، اجتهادی‌ و جهادی‌، روشن‌ بینانه‌، تاثیر گذار و دارای‌ كاركردی‌ معقول‌ و ممدوح‌ خواهد بود واگر درست‌ تعریف‌ و تبیین‌ گردد همه‌ عقل‌ها و دل‌ها پذیرای‌ آن‌ خواهند شد.و چنین‌ عرفانی‌ درمجموعه‌ زندگی‌ فردی‌، خانوادگی‌ و اجتماعی‌ پیامبر عظیم‌ الشان‌ اسلام‌ ظهور یافت‌ و آن‌ صاحب‌ «خلق‌ عظیم‌» اسوه‌ حسنه‌ سرور و سعادت‌ وفوز و فیض‌ رحمانی‌ بوده‌ است‌ تا حقیقت‌ تام‌ محمدیه‌ صلی الله علیه و آله و سلم در عرفان‌، حكمت‌، حكومت‌، سلوك‌ و سیاست‌ متبلور گردد. از این‌ رو هرگز پیامبر اكرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم عرفان‌ علم‌ گریز، عرفان‌ عقل‌ ستیز، عرفان‌ حكومت‌ و ولایت‌ زدا و عرفان‌ عزلت‌ و انزوا گرا را تبلیغ‌ و ترویج‌ نكرد بلكه‌ با رهبانیت‌ افراطی‌ و درون‌گرایی‌ محض‌ مبارزه‌ كرد، چنان‌كه‌ درون‌گرایی‌ صرف‌ و جامعه‌ گرایی‌ منهای‌ معنویت‌ و دیانت‌ را نیز نفی‌ نمود.    بنابراین‌ عرفان‌ ناب‌ محمدی‌ صلی الله علیه و آله و سلم عرفان‌ الگو و الگوی‌ عرفان‌ حقیقی‌ است‌. چنین‌ عرفانی‌ زندگی‌ ساز است‌ نه‌ زندگی‌ سوز و حیات‌ طیبه‌ای‌ می‌بخشد كه‌ بر توحید، ولایت‌، شریعت‌ و شهود و فقه‌ و فنا استوار خواهد بود.

   پیامبر اكرم‌ كه‌ «عقل‌ ممثل‌»، صادر اول‌ وعقل‌ كل‌ است‌ در باب‌ منزلت‌ عقل‌ و ثمرات‌ علمی‌ و عملی‌ آن‌ مطالب‌ زیادی‌ بیان‌ فرموده‌اند كه‌ جهت‌ تبیین‌ موقعیت‌ «عقل‌» در حوزه‌های‌ معرفتی‌ سلوكی‌ به‌ برخی‌ از آنها اشاره‌ خواهد شد: «لكل‌ شی‌ مطیة و مطیة المرء العقل‌» (مجلسی‌، پیشین‌، ج‌ 1، ص‌95)، «لكل‌ شی‌ غایة و غایة العبادة العقل‌».

 «لكل‌ شی‌ سفر فسطاة یلجئون‌ الیه‌ و فسطاة المسلمین‌ العقل‌». (ری‌شهری‌، 1381، ص‌3874، ح‌ 13355) یعنی‌ مركب‌ انسان‌ عقل‌ در پویندگی‌ و سفر به‌ سوی‌ ابدیت‌ است‌ تا انسان‌ در هیچ‌ مرحله‌ دچار ایستایی‌ و جمود نشده‌ بلكه‌ عاقل‌، پویا و بالنده‌ در راه‌ رسیدن‌ به‌ كمال‌ علمی‌ و عینی‌ باشد.

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زارع در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 و ساعت 12:3 |

مردی عابدوزاهد عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...

او به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !

با این وجود مردعابد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!!

مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!

مردعابد گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ...

چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟! 

هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند... 

  انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست : تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه دهید

 

+ نوشته شده توسط حسن زارع در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 و ساعت 11:52 |

بعض اهل معرفت براي پيمودن اين راه به امور ذيل توصيه نموده اند:
اول مريد قبل از هر چيز بايد بوسيلهٴ توبه، نفس خويش را از گناهان و اخلاق زشت پاك سازد. در آغاز به قصد توبه غسل كن، در حال غسل گناهان و آلودگيهاي باطني خود را درنظر بگير و به خداي مهربان عرض كن: پروردگارا از گناهان توبه كردم و به سوي تو باز گشتم، تصميم دارم ديگر گناه نكنم. چنانكه بدنم را با آب پاكيزه مي كنم، قلبم را نيز از گناه و اخلاق رذيله پاك مي سازم.
دوم خود را همواره در محضر خدا ببين، سعي كن در همهٴ احوال بياد خدا باشي، و اگر غفلتي عارض شد فوراً باز گرد.
سوم از نفس خودت كاملاً مراقبت كن كه به گناه آلوده نشود. در شبانه روز ساعتي را براي محاسبه نفس قرار بده، با كمال دقت به حساب اعمال روزانه ات برس و جداً او را مورد محاسبه و مؤاخذه قرار بده.
چهارم سكوت را رعايت كن، و جز به مقدار ضرورت سخن نگو.
پنجمبه مقدار نياز غذا بخور، و از پرخوري و شكم پرستي اجتناب كن.
ششم دائم الوضو باش. هر وقت وضويت باطل شد فوراً وضو بگير. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداي متعال مي فرمايد: هر كس كه بعد از بطلان وضو، تجديد وضو نكند به من جفا كرده است و هر كس كه بعد از وضو دو ركعت نماز نخواند جفا كرده است. و هر كس كه نماز بخواند و در امر دنيا و آخرت دعا كند و من دعايش را اجابت نكنم به او جفا كرده ام. ولي من خداي جفا كار نيستم 1
--------------------------------------------------------------------------------
1-
قال النبي صلي الله عليه و آله: يقول الله تعالي: من احدث ولم يتوضّأ فقد جفاني، و من احدث و توضّأ و لم يصلّ ركعتين فقد جفاني، و من احدث و توضّأ و صلّي ركعتين و دعاني و لم اجبه فيما سالني من امر دينه و دنياه فقد جفوته و لست بربّ جاف - وسائل / ج 1 ص 268.
هفتم در شبانه روز ساعتي را به توجه و حضور قلب اختصاص بده. و اگر در شب و بالاخص به هنگام سحر باشد بهتر است. در گوشهٴ خلوت بنشين، سر را بر زانو بگذار، و تمام حواست را در صورت خود متمركز ساز، و از ورود خاطرات و افكار بيگانه جداً جلوگيري كن. مدتي بدين عمل ادامه بده شايد بدين وسيله تمثلات و مكاشفاتي براي تو حاصل شود.
هشتم ذكر « يا حيّ‌ يا قيّوم يا من لا اله الاّ انت» را ورد زبان خود قرار بده و همواره با حضور قلب آن را تكرار كن.
نهم در شبانه روز يك سجدهٴ طولاني انجام بده، و به مقداري كه قدرت داري و با حضور قلب، اين ذكر را تكرار كن: «لا اله الاّ انت، سبحانك انّي كنت من الظالمين».
ادامهٴ اين سجده طولاني مجرب است و آثار خوبي را دربر دارد. از بعض سالكين نقل شده كه در سجده چهار هزار مرتبه اين ذكر را تكرار مي نموده است.
دهم در شبانه روز ساعتي را تعيين كن و با حضور قلب، ذكر « ياغنيّ يا مغنيّ» را تكرار كن.
يازدهم هر روز با حضور قلب مقداري قرآن بخوان و در معاني آيات تفكر كن و اگر ايستاده بخواني بهتر است.
دوازدهم هنگام سحر از خواب برخيز. وضو بگير و در جاي خلوت، و با حضور قلب نماز شب را بخوان. قنوت نماز وتر را طولاني كن، و براي خودت و مؤمنين طلب مغفرت كن.
بعد از نماز شب، آيهٴ سخره را با حضور قلب، هفتاد مرتبه بخوان كه براي تحصيل يقين و نفي خواطر مفيد و مجرب است. آيه سخره اين است:
«
انّ ربّكم الله الذي خلق السموات والارض في سته ايّام ثم استوي علي العرش، يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً والشمس والقمر والنجوم مسخّرات بامره الا له الخلق والامر تبارك الله ربّ العالمين ادعوا ربّكم تضرعاً و خفيه انّه لا يحبّ المعتدين ولا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفاً و طمعاً ان رحمه الله قريب من المحسنين1.
براي حصول نتيجه مطلوب لازم است مدت چهل شبانه روز به دستور العملهاي مذكور عمل كند. امكان دارد مورد توجه خداي سبحان قرار گيرد، و تمثلات و مكاشفاتي برايش حاصل شود. ليكن اگر در چهلم اول چنين توفيقي نصيبش نشد نبايد مأيوس شود بلكه چهلم دوم را با جديت بيشتر شروع كند و تا حصول نتيجه ادامه دهد. چنانكه باز هم توفيق نيافت چهلم سوم و چهارم و ... تا حصول نتيجه ادامه دهد. و هيچگاه از عمل و جديت و جهاد دست بر ندارد. در طريق سلوك جديد كند و از خداي مهربان توفيق بخواهد، هر گاه كه استعداد و قابليت يافت مورد افاضات الهي قرار خواهد گرفت.
در صورتيكه سالك در آغاز امر، قدرت و همت همهٴ اين اعمال را نداشت مي تواند از مقدار كم شروع كند و تدريجاً به آن بيفزايد.
ليكن مهمترين اين اعمال، تفكر و مراقبت نفس و حضور قلب و توجه به خداست. موضوع مهم اين است كه سالك، همهٴ افكار پراكنده و خواطر را از نفس خويش طرد كند و يك سره متوجه خدا باشد، البته كاريست

+ نوشته شده توسط حسن زارع در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 و ساعت 11:40 |

با نگاهی به اسامی لیست دعوت شدگان به تیم ملی بنظر میرسد مربی تیم ملی بازی های لیگ برتر را دنبال نمی کند ویا کسان دیگری نفرات تیم ملی را به کی روش تحمیل نمود ه اند .در لیست دعوت شده به تیم ملی نفراتی هستد که واقعا"در حد واندازه های تیم ملی نیستنداز دروازبان ها شروع می کنیم ُ دعوت حقیقی ومکانی به تیم ملی تعجب آور است حقیقی جایی در ترکیب تیم پرسپولیس ندارد چطور می شود یک دفعه به تیم ملی دعوت میشود ؟ سوشا مکانی همه میدانند بندرت چهره می شود مهم تر ازآن کوتاهی قد ایشان است  که در هیچ کجای جهان چنین نفراتی را به تیم ملی دعوت نمی کنند.از مدافعان حمید رضا عسکری پزمان منتظری و رضا نور محمدی  مهرداد پولادی  هیچ کدامشان نمی توانند برای تیم ملی مفید باشند. از بازی کنان خط میانی غیر از تیموریان -جباری ورحمانی بقیه نفرات  هیچ توجیهی در دعوت  کردن به تیم ملی ندارند .در مهاجمان دعوت شده به تیم ملی وضعیت از بقیه پست ها بدتر است جواد کاظمیان نیمکت نشین پرسپولیس وآرش افشین نا آماده وموسوی  ناپخته وبی تجربه  وجوان  که بهتر بودند موسوی  چند صباحی در تیم امید خودی نشان می داد وبعدا" به تیم ملی پزرگسالان دعوت می شدند نفراتی بودند واقعا" لیاقت پوشیدن تیم ملی را داشتند  واز نفرات دعوت شده به تیم ملی نیز آماده تر بودند از جمله ابراهیمی وکیانی وآشوبی ، دقیقی  وبا ئو ونصرتی  -نوروزی از  ومبعلی ،غلامی و.وغیره خلاصه مطلب اینکه  بیشتر دعوت شدگان به تیم ملی بر اساس رنگ پیراهنشان است مطمئن باشید اگر نصرتی در تراکتور بود،اشوبی وبائو و نوروزی ودقیقی  غلامی در تیم های پایتخت بودند به تیم ملی دعوت می شدند. به امید صعود تیم  ملی ایران اسلامی  به جام جهانی انشا ءالله

+ نوشته شده توسط حسن زارع در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 11:33 |

بعد از   50 ثانیه   از آغاز نماز  چه اتفاقی میافتد؟

 کشف یک معجزه الهی توسط دانشمندان آمریکایی!

یک دانشمند آمریکایی به نام  "رامشاندرن"  در تحقیقی که در مورد وضعیت بدن انسان هنگام نمازخواندن، با مجموعه‏ای از پژوهشگران آمریکایی انجام داد، به فعالیت بیشتر مغز انسان و آرامش روحی هنگام نماز آگاه شد.

        در این تحقیق علمی، مشخص شدن این وضعیت پس از 50 ثانیه از آغاز نماز ، آشکار می‏شود.  براساس این بررسی ، آمده است:

میانگین ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترک در حین نماز بین20 الی 30 درصد کاهش می‏یابد و همچنین پوست بدن مقاومت بیشتری پیدا می‏کند.

        همچنین در عکس‏هایی که از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعالیت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهی در مقایسه با حالت‏های عادی افزایش پیدا می‏کند و نورون‏های عصبی به صورت نورانی در اشعه‏های دریافتی از مغز به نمایش در می‏آید.

        روزنامه "واشنگتن‏پست"  در این رابطه نوشت: این تحقیقات علمی اسرار نهان مغز انسان را روشن می‏کند. روزنامه  "  ساینس" نیز با تقدیر از اینگونه تحقیقات بر رابطه قطعی دین و علم تاکید کرد. منبع abna.ir

0000000000000

چرا رو به قبله خوابیدن مستحب است؟

ازحضرت علی عليه السلام منقول است كه : مؤ من بردست راست و رو بقبله ميخوابد اما پادشاهان بر دست چپ ميخوابند. همچنین در روايتی از حضرت صادق ع منقول است كه دراكثر اوقات رسول خدا رو بقبله مى نشست. امروزه تحقیقات علمی ثابت کرده است که :

 اگر رو به قبله بخوا بیم آهن در جدار رگ ها رسوب نمی کند و آهن بدن افزایش می یابد و تصلب شرایین و عوارض قلبی ایجاد نخواهد شد .همچنین  به کبد که قسمت کننده آهن بدن است ، لطمه شدید وارد نمی شود.

منظور از روبه قبله خوابیدن این است که  سر روبه مغرب و پا رو به مشرق قرار گرفته و صورت رو به قبله باشد . تامین مناسب آهن بدن برای دختران نوجوان بیش از دیگران ، ضروری به نظر می رسد.

......................

آوای قرآن ، تأثیر مثبتی بر درمان ناباروری زوجین دارد.

+ نوشته شده توسط حسن زارع در شنبه بیست و ششم شهریور 1390 و ساعت 11:58 |
صدوق از امام صادق علیه السلام نقل کرده : روزی حضرت موسی علیه السلام برای مناجات به کوه طور می رفت . شیطان هم در پی او رفت . یکی از ملائکه بر او نهیب داد و گفت : از دنبال موسی که کلیم خدا است بر گرد، مگر به او امید دادی ؟ شیطان گفت : آری ، چنانچه پدر او آدم را
به خوردن گندم اغوا کردم ، از موسی هم امید دارم که بر ترک اولی وادارش کنم - موسی متوجه شد - شیطان گفت :ای موسی کلیم ! می خواهی تو را شش ‍ جمله پند بیاموزم ؟ موسی فرمود: خیر، من احتیاج ندارم ، از من دور شو.
جبرئیل نازل شد و گفت :ای موسی ! صبر کن ، و گوش بده . او الان نمی خواهد که تو را فریب دهد. موسی ایستاد و فرمود: هر چه می خواهی ، بگو. شیطان گفت آن شش چیز از این قرار است :
اول : در وقت دادن صدقه به یاد من باش و زود بده که من پشیمانت می کنم ، اگر چه آن صدقه کم و کوچک باشد؛ چون ممکن است همان صدقه کم تو را از هلاکت نجات دهد و از خطر حفظ نماید.
در احادیث زیادی آمده : اگر انسان در کار خیری که می خواهد انجام دهد عجله نکند شیطان او را از راه می زند و نمی گذارد انجام دهد.
دوم :ای موسی ! با زن بیگانه و نامحرم خلوت مکن ؛ چون در آن صورت من نفر سوم هستم و تو را فریفته و به فتنه می اندازم و وادار به زنا می کنم .
سوم :ای موسی ! در حال غضب به یاد من باش ، برای اینکه در حال غضب تو را بر امر خلاف وادار می نمایم و آرزو می کنم که اولاد آدم غضب کند تا من مقصود خود را عملی سازم .
چهارم : نزدیک چیزهایی که خداوند از آنها نهی کرده مشو؛ چون هر کس به آنها نزدیک شود من او را در آنها می اندازم .
پنجم : در دل خود فکر گناه و کار خلاف مکن ؛ چون من اگر دلی را چرکین دیدم به طرف صاحبش دست دراز می نمایم و او را اغوا می کنم ، تا آن کار خلاف را انجام دهد.
ششم : تا خواست ششم را بگویم ، جبرئیل نهیب داد به موسی و گفت :ای موسی ! حرکت کن و گوش نده ، او می خواهد در نصیحت ششم تو را بفریبد. موسی حرکت کرد و رفت . شیطان صیحه کشید و گفت :ای وای ! پنج کلمه موعظه را که ریشه کار من در آنها بود شنید و رفت . می ترسم آنها را به دیگران بگوید و آنها هدایت شوند! من می خواستم پس از پنج کلمه حق ، او را به دام اندازم ، او و دیگران را اغوا نمایم ولی از دستم رفت .



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن زارع در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 12:28 |
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

وهب بن ورد نقل می کند: روزی شیطان در برابر یحیی بن زکریا نمایان گشت و گفت : یا یحیی ! می خواهم اندرزتان دهم .
فرمود: به نصحیت تو احتیاج ندارم ، ولکن مرا از بنی آدم خبر بده که در پیش تو چگونه اند؟ ابلیس عرض کرد: بنی آدم در پیش من بر سه گونه اند:


1 - طایفه اول مؤمنان می باشند که سخت ترین افرادند همیشه آنها را وسوسه می کنیم تا به گناه آلوده کنم و از راه منصرف شوند. بعد از آن متوجه می شوند که کار اشتباهی انجام داده اند. (مانند زمانی که واعظی به منبر می رود و مردم را پند می دهد، آیات توبه را برای آنان می خواند و آنها فورا عوض می شوند. در این زمان - توبه و استغفار می نمایند، از گناه دست می کشند) نمی توانم در رابطه با آنان کاری از پیش ببریم ، فقط ناراحتی و زحمت ما از این طایفه است .
2 - طایفه دوم کسانی هستند که در اختیار ما و به فرمان ما تسلیم می باشند. آنها را مانند توپی که در دست کودکان شما است و به هر طرف پرت می کنند، همان طور آنان در دست ما هستند و به هر جا و هر گناه و فساد و فحشا که بخواهیم می کشانیم . آنها برای ما زحمتی ندارند، لازم نیست برای آنها وقت صرف کنیم ، حتی خود آنان بدون این که ما دستوری بدهیم ، اجرا کننده اند.
3 - طایفه سوم مانند شما پیامبران و اولیاءالله و مؤمنین حقیقی می باشند که حرف و وسوسه ما در آنان اثر ندارد؛ چون این را می دانیم ، زحمت به خود نمی دهیم ، دنبال آنان نمی رویم ، از اول از ایشان ماءیوس هستیم و در نتیجه از دست آنان راحتیم


+ نوشته شده توسط حسن زارع در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 12:25 |
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 از امام صادق علیه السلام روایت شده : شیطان به هفت آسمان بالا می رفت و اخبار آسمانها را می شنید. هنگامی که حضرت عیسی علیه السلام زاده شد او را از سه آسمان باز داشتند و تا چهار آسمان بیشتر بالا نمی رفت . وقتی حضرت رسول صلی الله علیه و آله متولد شد. او را از همه آسمانها منع کردند، و شیاطین را با تیرهای شهاب از رفتن به آسمان ها راندند. قریش ‍ گفتند: باید عمر دنیا به سر آمده و هنگام قیامت باشد که اهل کتاب می گفتند و ما می شنیدیم ! عمرو بن امیه که داناترین مرد عرب جاهلیت بود، گفت : بنگرید اگر ستاره های معروفی که مردم به وسیله آنها هدایت می شوند و به واسطه آنها زمستان و تابستان را ارزیابی می کنید، اگر یکی از آنها بیفتد، بدانید وقت آن است که همه اهل دنیا نابود می شوند و اگر آنها به حال خود هستند و ستاره های دیگری ظاهر شده پس باید منتظر حادثه ای غیر از این باشید.نیز امام صادق علیه السلام فرمود: در آن شب ، شیطان در میان اولاد خود فریاد زد تا همه دور او جمع شدند. گفت :ای سید و بزرگ ما چه چیز تو را این قدر آشفته کرده است ؟
گفت : وای بر شما، از آغاز شب تا کنون احوال آسمانها را دگرگون می یابم . باید حادثه عظیمی در زمین رخ داده باشد، از زمانی که عیسی علیه السلام به آسمان بالا رفت مانند آن واقع نشده است !
بروید بگردید و جست و جو کنید که چه رخداد مهمی شده است ؟ رفتند و همه جا را گشتند. برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم . آن ملعون گفت : به دست آوردن این خبر کار من است . آن گاه در زمین به کاوش پرداخت . تمام دنیا را زیر پا گذاشت تا به حرم رسید، دید ملائک اطراف حرم را گرفته اند، خواست به حرم رود که ملائک بر او بانگ زدند، او برگشت .
مانند گنجشک ، کوچک شد و می خواست از جانب کوه حرا داخل شود، گفتند ای ملعون ! برگرد.گفت :ای جبرئیل ! یک حرف از تو سؤال می کنم ، بگو امشب چه خبر مهمی واقع شده است جبرئیل گفت : محمد صلی الله علیه و آله که بهترین پیامبران خداست امشب متولد شد. پرسید: آیا مرا در او بهره ای هست ؟ جبرئیل گفت : خیر، پرسید: آیا در امت او بهره ای دارم ؟ گفت : بلی ، شیطان گفت : راضی شدم
هنگام ولادت آن حضرت ، شیطان را به زنجیر بستند و چهل روز او را در قلعه ای زندانی نموند، تخت او را چهل روز در آب شناور کردند، بت ها همه سرنگون شدند و صدای واویلا از شیطان بلند شد.


 

+ نوشته شده توسط حسن زارع در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 12:23 |

مطلب عرفانی

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :
آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم .

+ نوشته شده توسط حسن زارع در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 15:19 |

میل( طبع ) در میان همه موجودات یکسانه اما بالاترین مرحله عشق ؛

در موجوداتی است که دارای روح لطیفی اند

مفهوم دوستی مومنان برای خدا ( بنده به حق ) یعنی پیروی آنان از فرمان او و ترجیح دادن

فرمان او و حسن خرسندی .

هرکس ادعای دوستی بهشت کند اما فرمانبرداری نکند دروغگوست

هرکس ادعای ترس از آخرت کند و نافرمانی کند دروغگوست

هرکس ادعای دوستی خدا کند و ار آزمایش گله کند دروغگوست

از ابراهیم خواص در مورد محبت پرسیدند و ایشان گفت :

۱ـاراده ی ما در مقابل اراده ی خدا از بین رود ( دوگانگی خواست نباشد )

۲ـ آنچه موجودی را از موجود دیگر متمایز می کنه صفاتش است اگر این صفات از بین رود

دوگانگی از بین می ره

۳ـ تا زمانیکه استقلال است نیاز هست ( وقتی خودی نباشه خواسته ای نیست )

+ نوشته شده توسط حسن زارع در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 15:4 |
محبت عربی است و فارسی اش دوستی است ؛

محبت یعنی گرایش و تمایلی  از عمق وجود آدمی نسبت به چیزی یا کسی .

مراتب محبت :‌

۱ـ پایین ترین مرتبه ( میل ) حداقل گرایش آدمی به چیزی .

۲ـ مرتبه بالاتر از میل را حب می گویند ( کشش تقویت می شود ) .

۳ـ علاقه ؛  به چیزی وابسته می شه ( پیوند ).

۴ـ ودّ ( پیوند ناگسستنی ) .

۵ـ هوی ( که محبت زلال گشته و ناخالصی ندارد ).

هوای خویشتن بگذار    اگر داری هوای دوست

۶ـ خُلت ( در هم آمیختگی وجود حبیب و محبوب ) .

۷ـ مرحله نهایی (‌عشق )‌ که هستی او در هستی محبوب مزمحل میشه

+ نوشته شده توسط حسن زارع در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 15:3 |

پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟

پاسخ آمد: اینكه شما تمام كودكی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به كودكی می‌گذرانید.

اینكه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌كنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.

اینكه شما به قدری نگران آینده‌اید كه حال را فراموش می‌كنید، در حالی كه نه حال را دارید و نه آینده را.

این كه شما طوری زندگی می‌كنید كه گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد كه گویی هرگز زنده نبوده‌اید.

سكوت كردم و اندیشیدم،

در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن ...

پرسیدم: چه بیاموزم؟

پاسخ آمد:
بیاموزید كه مجروح كردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌كشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.

بیاموزید كه هرگز نمی‌توانید كسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از كردار و اخلاق خود شماست.

بیاموزید كه هرگز خود را با دیگران مقایسه نكیند، از آنجایی كه هر یك از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد.

بیاموزید كه دوستان واقعی شما كسانی هستند كه با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه كه هستید و دوست دارند.

بیاموزید كه داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلكه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.

بیاموزید كه دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری كه نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید.

بیاموزید كه دو نفر می‌توانند به چیزی یكسان نگاه كنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یكسان نخواهد بود.

بیاموزید كه در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نكنید، بلکه تنها هنگامی كه مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید.

بیاموزید كه توانگر كسی نیست كه بیشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌های كمتری دارد از همه توانگرتر است.

به خاطر داشته باشید كه مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند و همین مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس شما نسبت به خویش را از خاطر نخواهند زدود

+ نوشته شده توسط حسن زارع در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 14:54 |
 پندی از سقراط

هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد! در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد:
"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."
مرد پرسيد:سه پرسش؟
سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم.
اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:
"نه،فقط در موردش شنيده ام."
سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست . حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"
مردپاسخ داد:
"نه،برعکس…"
سقراط ادامه داد:
"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"
مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت سقراط ادامه داد:
"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"
مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"
سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟
 
منبع : گروه اینترنتی

+ نوشته شده توسط حسن زارع در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 9:48 |
نا همگوني درون و برون

اي فرزند آدم !

- چقدر « الله ! الله !» مي گويي ، در حالي كه قلبت غير الله است !

- و زبانت « الله » مي گويد ، و تو از غير خدا مي ترسي و به غير خداوند اميد مي بندي ، اگر « الله » را مي شناختي ، از غير خدا واهمه نمي داشتي و عزم غير او نمي كردي .

- گناه مي كني و به توبه راستين روي نمي آوري .

- راستي كه توبه اي كه با پافشاري بر گناهان همراه معاصي باشد ، « توبه دروغگويان » است .

- و { بدان كه } پروردگارت بر بندگان ستم نمي كند  { بلكه با مومنان و صالحان ، به لطف و عنايت رفتار مي كند و توبه گران راستين را مي بخشايد و پاداش مي دهد و اما نا مومنان و نا صالحان را كيفر مي دهد و از توبه كنندگان دروغين نمي گذرد . }

 

+ نوشته شده توسط حسن زارع در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 و ساعت 8:20 |
- فرو افتادن پرده ها!

اي فرزند آدم !

- مرگ ، اسرارت را آشكار مي كند .

- و قيامت ، خبرهاي پنهاني ات را فاش مي سازد .

- و نامه اعمال ، پرده هايت را مي درد .

- پس ، اگر گناه كوچكي كردي به كوچكي گناهت منگر ، بلكه به { بزرگي } كسي بنگر كه عصيانش كرده اي !

 


+ نوشته شده توسط حسن زارع در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 و ساعت 8:19 |

روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند. آوازی شنيد که: ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگويم تا سنگ سارت کنند؟

 جهان: شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو می‌دانم و از "بخشایش" تو می‌بينم با خلق بگويم تا ديگر هيچکس سجده‌ات نکند؟ 
آواز آمد: نه از تو؛ نه از من. 

"تذكره الاولياء عطار نيشابوری

+ نوشته شده توسط حسن زارع در شنبه دوازدهم شهریور 1390 و ساعت 11:35 |

از حكمتهاى امام صادق «عليه السلام» به ابن جندب:

و قيل له «عليه السلام»: قوم يعملون بالمعاصى ويقولون: نرجوا فلا يزالون كذلك حتى يأتيهم الموت. فقال «عليه السلام»: هؤلاء قوم يترجحّون في الأماني كذبوا ليس يرجون انّ مَن رجا شيئاً طلبه، ومَن خاف مِن شى‏ء هرب منه

حضرت صادق«عليه السلام» در مورد افرادى كه مرتكب گناه می ‏شوند، لكن می ‏گويند: «ما اميدوار به رحمت پروردگار هستيم»، فرمود: اينان، غرق در پندارها و توهّمات خود می ‏باشند و در ادعاى خود كاذب بوده، در حقيقت اميد ندارند، زيرا اگر كسى واقعاً به چيزى، اميدوار باشد. دنبال آن می رود و اگر از چيزى، بترسد، از آن می ‏گريزد
+ نوشته شده توسط حسن زارع در سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 15:3 |
<